یاد یاران جنگ
YadeYaraneJang

بسم الله الرّحمن الرّحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم 

سر تیتر جراید
برنامه های اندرویدی
درباره وبلاگ


رهبر کبیر انقلاب
ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت غرب و شرق را شکستیم.
***
مقام معظم رهبری
زنده نگاه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.
***
مقام معظم رهبری
شهدا ستارگان درخشانی هستند که می توان با آنها راه را پیدا کرد.
***
مقام معظم رهبری
یاد دوران دفاع مقدس را نگذارید از یادها برود. خاطره‌ی این سرزمین‌ها را زنده نگهدارید. دشمنها می‌خواهند قضیه دفاع مقدس، فداکاری‌ها و شخصیتهایی که در این فداکاری‌ها نقش آفریدند، اینها را یا نشناسیم یا از یاد ببریم.

کارنامه عملیات ها
وضعیت آب و هوا
حدیث تصادفی
اوقات شرعی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



«رابطه زهرآگین» روایت‌گر بمباران شیمیایی حلبچه


یوست آر هیلترمن نویسنده کتاب هدف از نگارش را این چنین بیان می کند: مهم ترین هدفم از نگارش این کتاب آن بود که ماجرای حلبچه را از زبان قربانیان جنگ شیمیایی، پزشکان معالج، افسران نظامی مطلع از کاربرد جنگ‌افزارهای شیمیایی، عوامل اطلاعاتی و دیپلمات‌هایی که همواره با عبارت‌های زیرکانه از مواضع کشورهای متبوعشان دفاع می‌کنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :



به کارگردانی میرکریمی دوشنبه ساعت 11:03

زندگی شهید شیرودی در مجموعه "نام‌ها" تصویر شد


رضا میرکریمی کارگردان سینما زندگی شهید علی اکبر شیرودی را در مجموعه کمیک موشن «نام‌ها» در مدت زمان 30 دقیقه به تصویر کشید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :


من یک سربازم


از شهید قرنی پرسیدم: چطور شد با وجود مخالفت آقایان دولت موقت این پست را به تو دادند؟ خندید و گفت: فلانی تو که میدانی من یک سربازم و اهل ریاست نیستم. دستور آقای خمینی بود که آقایان را سر جایشان نشاند و بار جمع و جور کردن ارتش برای انقلاب را به دوش من انداخت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :



قتدار ارتش ۲۴/ همرزم شهید بابایی در گفتگو با خبرگزاری دفاع مقدس: جمعه ساعت 15:32

رفتار شهید بابایی برای همرزمانش الگویی شایسته بود


خلبان پیشکسوت نیروی هوایی و از همرزمان شهید بابایی با بیان رشادت‌های خلبان‌های نیروی هوایی گفت: رفتار شهید بابایی برای همرزمانش در نیروی هوایی الگویی شایسته بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :
جمعه 29 فروردین 1393



"چشمه ساری در کویر" تصویرگر

شجاعت زنان در دفاع مقدس


در پس این بزرگمردی‌ها، بزرگواری زنان نهفته بود که از خود و بستگی‌هایشان دل کندند... که دل کندن از مرد‌هایشان، کندن از امنیت، آسایش و آرامش زندگی‌شان بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :



انتشار «دا» در قلب آمریکا


 «دا» نخستین کتاب از خاطرات دفاع مقدس است که با عنوان "(One Woman’s War (Da" قرار است توسط انتشارات مزدا تا پایان شهریور ماه سال جاری به چاپ برسد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :


خداکند نام ما در دفتر الهی ثبت شود


پدرم عادت نداشت از عملیات‌هایی که انجام داده بود سخنی بگوید. نه تنها به ما که اعضای خانواده‌اش بودیم، چیزی نمی گفت، حتی در جمع دوستان نیز از بازگو کردن رشادت‌هایی که انجام داده بود ابا داشت. زیرا معتقد بود که وظیفه‌اش را انجام داده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :



سردار برقی عنوان کرد

روایتی از شهادت «رضا چراغی» در «والفجر یک»

خودش مثل یک بچه بسیجی یک کلاش، تیربار و یک آرپی‌جی دستش بود و می‌گفت بچه‌ها عقب نروید و مبارزه می‌کرد تا خط را نگه دارد یک دفعه دست‌هایش را بالا برد و گفت: «خدایا رضا چراغی دیگر تحمل ندارد تمامش کن».




ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :



کتب دفاع مقدس در سالی که گذشت - 5 11 دقیقه پیش

استقبال خوب خوانندگان کتاب از "هفت"


مدیر انتشارات سوره سبز گفت: کتاب هایی چون هفت درصدر پرفروش‌ترین کتاب های این نشر بودند. کتاب هایی چون اطلس نبردهای ماندگار و آتا نیز در رتبه های بعدی قرار داشتند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :



انسان وقتی شهید می‌شود که کامل باشد


به شهید فلاحی پیشنهاد کردم که برای محافظت از ترکش‌ها و گلوله‌ها، از کلاه آهنی استفاده کند، اما او با لبخندی رو به من گفت: تو از من خاطر جمع باش، چون انسان شهید نمی شود مگر آنکه قبل از شهادت، کامل شده باشد. ضمن آنکه من هنوز به آرزویم نرسیده ام.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :



صحبتهای شهیدصیاد شیرازی خلبانان آمریکایی را به گریه واداشت

با توجه به استقبال مخاطبین ازاین مقاله بر آن شدم که کلیه متن خاطره را انتشار نمایم


ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاعی، فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهید صیاد شیرازی، شهدای شاخص،
لینک های مرتبط : دفاع پرس،



«خدا می‌خواست زنده بمانی» روایت‌گر زندگی شهید صیاد شیرازی


همیشه توی زندگیم با علی به این فکر می‌کردم که اگر علی نباشد، حتی یک دقیقه هم نمی توانم زندگی کنم، اما حالا ماه‌ها است که علی رفته و من دارم زندگی می‌کنم؛ بدون علی.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 فروردین 1393



حاتمی‌کیا در مراسم روز هنر انقلاب اسلامی:

کاش آوینی بود و با قلم خود واقعیت‌های

جامعه را به تصویر می‌کشید


ابراهیم حاتمی‌کیا درمراسم روز هنر انقلاب اسلامی گفت: حسرت می‌خورم که سید مرتضی را چقدر زود از دست دادیم، اگر ایشان در میان ما بود مطمئناً با قلم خود واقعیت های جامعه را به تصویر می‌کشید.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از ساری، امیر سرتیپ خلبان شهید حسین قاسمی در سال 1333 خورشیدی در روستای طاهرآباد شهرستان آمل در خانواده‌ای مذهبی و کشاورز به دنیا آمد.

آنچه که پایگاه‌های ایثار و شهادت از این شهید منتشر کردند این است که او در بهمن ماه سال 1353در آزمون ورودی هوانیروز که جهت پذیرش کادر خلبانی بالگرد برگزار شده بود شرکت کرد، قبول شد و تحصیلات خود را در شاخه نظامی در آموزشگاه خلبانی هوانیروز آغاز کرد.

با درجه ستوان یار سومی و گرفتن گواهینامه تخصصی در پرواز با بالگرد جنگنده کبرا در پایگاه پشتیبانی هوانیروز اصفهان به انجام وظیفه مشغول شد.

در دانش نظامی به درجه استاد خلبانی ارتقا پیدا کرد و به عنوان استاد دروس زمینی خلبانی انجام وظیفه می‌کرد.

در حین گذراندن دوره خلبانی به حضور مستشاران نظامی امریکایی مستقر در مرکز آموزش هوانیروز اصفهان، معترض بود و با آنان برخوردهای لفظی و کلامی داشت.

خلبان قاسمی از دوستداران واقعی حضرت امام(ره) بود چنان که پس از پیروزی انقلاب با تأسیس انجمن اسلامی اقدامات فراوانی در جهت استقرار ارزش‌های دینی در هوانیروز انجام داد.

حسین از جمله تیزپروازان هوانیروز بود که به شهید نماز معروف شد، او که در مقابله با مزدوران و اجانب در غرب کشور مبارزی شاخص بود در تاریخ 25 آبان 1361 هنگام نبرد با دشمن، بالگردش مورد هدف قرار گرفت و پس از سقوط به اسارت معاندین درآمد.

این خلبان دلیر هوانیروز مدت‌ها سخت‌ترین شکنجه‌ها را در زندان «دولتو» تحمل کرد، بازجویان در برابر آزادی‌اش تنها خواسته‌شان این بود که حسین به انقلاب و رهبر اسائه ادب کرده و از خواندن نماز در زندان خودداری کند اما او با روحی تسخیرناپذیر و ایمانی استوار، شکنجه‌ها را تحمل کرده ولی هیچگاه با اسائه ادب به امامی که در وجودش عشق و ایمان کاشته بود، جسارت نکرد و از خواندن نماز هم دست نکشید و عاقبت پس از شش ماه تحمل اسارت در حالی که حکم اعدام را روی سینه‌اش گذاشته بودند، در تاریخ دوم خرداد 1362 توسط مزدوران تیرباران شد و به درجه رفیع شهادت نائل آید و پیکر پاکش در گلزار شهدای شهرستان آمل دفن شد.

اسارت

سرهنگ آزاده خلبان احمد شاکر به عنوان همرزم شهید نقل می‌کند: من و شهید قاسمی در پاییز سال 1361 طی مأموریتی به کردستان اعزام شدیم، از همان ساعات نخست آشنایی‌ام با او شیفته خصوصیات اخلاقی والای او شدم. چهره معصومی داشت و در حرکاتش بی‌قراری موج می‌زد. در پادگان سقز با او هم‌اتاق بودم، هر روز صبح با صوت دلنشین قرآنش از خواب بیدار می‌شدم و با هم نماز می‌خواندیم.

شهید قاسمی در همه پروازها به ویژه پروازهای حساس رزمی از هوش سرشار خود بهره می‌گرفت و پیوسته نام خدا بر زبانش جاری بود.

طی مأموریتی در 25 آبان ماه سال 1361، من و شهید قاسمی اسکورت یک فروند بالگرد 214 ترابری را که حامل سوخت و موادغذایی و دارویی مورد نیاز رزمندگان بود، به عهده گرفتیم.

تمام منطقه به خاطر پوشش توده‌های به هم فشرده ابرهای سیاه، نیمه تاریک و نیمه تار بود به همین خاطر وسعت دید ما به شدت محدود شده بود، ناگزیر در ارتفاع پائین پرواز می‌کردیم البته با این آگاهی که در تیررس گلوله‌های نیروهای شورشی و نفوذی مستقر در منطقه مربوطه بودیم هنوز مدتی از پرواز نگذشته بود که ناگهان بالگرد ما مورد اصابت گلوله مزدورانِ وطن‌فروش قرار گرفت و در محدوده استقرار این نیروها سقوط کردیم و بلافاصله پس از سقوط توسط نیروهای منافق وطن‌فروش اسیر شده و از همان جا بدون فوت وقت ما را روانه زندان کردند.

فصل زمستان بود و فضای زندان بسیار سرد، من و شهید قاسمی، شب‌ها دعای توسل می‌خواندیم و از خدا برای رهایی خودمان و دوستان هم‌اتاقی از دست خائنینی که ما را به اسارت گرفته بودند دعا می‌کردیم و این کار هر شب ما بود.

شهید قاسمی کارش در زندان فقط خواندن دعا و استغاثه نبود، این شهید به خاطر صبر و پایداری به ویژه روحیه مقاوم، همراهی و همدلی که در وجودش ریشه‌دار بود، همواره غمخوار و همراز دیگر زندانیان بود و با آنها همراه و هم‌دل می‌شد و آرامش را در وجودشان نشا می‌کرد.

در زندان غذایی بسیار ناچیز به ما می‌دادند و سختگیری‌های بیش از حدی اعمال می‌کردند، شهید قاسمی برای اینکه با اینگونه شکنجه‌ها راحت‌تر مقابله کند، اغلب اوقات روزه می‌گرفت و در برابر مشکلات شکیبایی می‌کرد.

با توجه به موفقیت‌های به دست آمده توسط رزمندگان اسلام در پاک‌سازی غرب کشور از شورشیان خائن آنها تصمیم گرفتند تا ما را به زندان دیگری انتقال دهند از این رو زندانیان را به دو دسته تقسیم کردند و هر دسته را به زندان جداگانه‌ای فرستادند، به این ترتیب من از شهید قاسمی جدا شدم و پس از آن دیگر سعادتی نصیبم نشد تا او را ببینم.

به هنگام شهادت فریاد یا اباالفضل(ع) سر داد

حسین امیر خلیلی از دیگر همرزمان شهید نحوه شهادت شهید قاسمی را چنین نقل می‌کند: هشت ماه در اسارت مزدوران بودم که چهار ماه دوم اسارتم را در کنار شهید قاسمی به سر بردم، او مرد شماره یک بحث علیه مزدوران بود، آن قدر دلیر و با شهامت بود که در یکی از بحث‌ها با صراحت به آن کوردلان گفت: «من مقلد امام هستم و اکثریت مردم ایران هم مقلد امام هستند و امام تنها رهبری است که می‌تواند ما را از چنگال شرق و غرب نجات دهد».

این اظهارات شهید قاسمی مانند تیری بود که به قلب عناصر خود فروخته اصابت می‌کرد و برخورد شدید آنان را نیز به دنبال داشت.

یکی دیگر از خصوصیاتش جاذبه بیرونی و درونی‌اش بود که باعث می‌شد همه زندانیان به طرف‌شان گرایش پیدا کنند و همین کوشش و گرایش، فضای مریدی و مرشدی در زندان ایجاد کرده بود و قاسمی به طور مخفیانه رهبری بچه‌های زندان را به عهده گرفته و هدایت‌شان می‌کرد.

سرانجام مزدوران در برابر ایستادگی و مقاومت شهید قاسمی تسلیم شدند و از آن جایی که مهار شهید قاسمی و برخی از همراهان او برایشان بسیار دشوار شده بود در دومین روز از ماه خرداد سال 1362 تصمیم گرفتند تا با اعدام من، شهید قاسمی و شهید قلی‌پور که از نیروهای سپاه پاسداران بودیم و در زندان با همراهی و هماهنگی یکدیگر دست به اقداماتی می‌زدیم به تعبیر خام خودشان موانع را از پیش‌روی خود برداشته و کوله‌بار مبارزاتی‌شان را سبک‌تر کنند.

صبح روز دوم خرداد سال 62 درب زندان باز شد و وارد زندان شدند و با شرارت ما را از زندان بیرون برده سوار بر اتومبیلی کردند و پس از طی مسیری لا به لای کوهستان‌های اطراف شهر سردشت پشت تپه‌ای نسبتاً بلندی پیاده کردند.

فرمانده آنها پیش‌تر آمد و گفت: شما محکوم به اعدام هستید و بلافاصله دستور آتش داد، با دستپاچگی ما را به رگبار بستند و بدون لحظه‌ای درنگ محل را ترک کردند.

از شهید قاسمی فریاد یا اباالفضل(ع) و یا قمربنی‌هاشم(ع) بلند شد و در دم به شهادت رسید.

شهید قلی‌پور نیز پس از ساعاتی تحمل درد، جان به جان آفرین تسلیم کرد و جمجمه سرم تیر خورد، یک گلوله به استخوان پشت گوشم اصابت کرد و از سوراخ بینی‌ام خارج شد. شدت جراحت طوری بود که با وجود تحمل درد، بدون فوت وقت به هر صورت ممکن خودم را به جاده رساندم و توسط نیروهای خودی نجات یافتم.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920302000024#sthash.JQks7XX2.dpuf

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از ساری، امیر سرتیپ خلبان شهید حسین قاسمی در سال 1333 خورشیدی در روستای طاهرآباد شهرستان آمل در خانواده‌ای مذهبی و کشاورز به دنیا آمد.

آنچه که پایگاه‌های ایثار و شهادت از این شهید منتشر کردند این است که او در بهمن ماه سال 1353در آزمون ورودی هوانیروز که جهت پذیرش کادر خلبانی بالگرد برگزار شده بود شرکت کرد، قبول شد و تحصیلات خود را در شاخه نظامی در آموزشگاه خلبانی هوانیروز آغاز کرد.

با درجه ستوان یار سومی و گرفتن گواهینامه تخصصی در پرواز با بالگرد جنگنده کبرا در پایگاه پشتیبانی هوانیروز اصفهان به انجام وظیفه مشغول شد.

در دانش نظامی به درجه استاد خلبانی ارتقا پیدا کرد و به عنوان استاد دروس زمینی خلبانی انجام وظیفه می‌کرد.

در حین گذراندن دوره خلبانی به حضور مستشاران نظامی امریکایی مستقر در مرکز آموزش هوانیروز اصفهان، معترض بود و با آنان برخوردهای لفظی و کلامی داشت.

خلبان قاسمی از دوستداران واقعی حضرت امام(ره) بود چنان که پس از پیروزی انقلاب با تأسیس انجمن اسلامی اقدامات فراوانی در جهت استقرار ارزش‌های دینی در هوانیروز انجام داد.

حسین از جمله تیزپروازان هوانیروز بود که به شهید نماز معروف شد، او که در مقابله با مزدوران و اجانب در غرب کشور مبارزی شاخص بود در تاریخ 25 آبان 1361 هنگام نبرد با دشمن، بالگردش مورد هدف قرار گرفت و پس از سقوط به اسارت معاندین درآمد.

این خلبان دلیر هوانیروز مدت‌ها سخت‌ترین شکنجه‌ها را در زندان «دولتو» تحمل کرد، بازجویان در برابر آزادی‌اش تنها خواسته‌شان این بود که حسین به انقلاب و رهبر اسائه ادب کرده و از خواندن نماز در زندان خودداری کند اما او با روحی تسخیرناپذیر و ایمانی استوار، شکنجه‌ها را تحمل کرده ولی هیچگاه با اسائه ادب به امامی که در وجودش عشق و ایمان کاشته بود، جسارت نکرد و از خواندن نماز هم دست نکشید و عاقبت پس از شش ماه تحمل اسارت در حالی که حکم اعدام را روی سینه‌اش گذاشته بودند، در تاریخ دوم خرداد 1362 توسط مزدوران تیرباران شد و به درجه رفیع شهادت نائل آید و پیکر پاکش در گلزار شهدای شهرستان آمل دفن شد.

اسارت

سرهنگ آزاده خلبان احمد شاکر به عنوان همرزم شهید نقل می‌کند: من و شهید قاسمی در پاییز سال 1361 طی مأموریتی به کردستان اعزام شدیم، از همان ساعات نخست آشنایی‌ام با او شیفته خصوصیات اخلاقی والای او شدم. چهره معصومی داشت و در حرکاتش بی‌قراری موج می‌زد. در پادگان سقز با او هم‌اتاق بودم، هر روز صبح با صوت دلنشین قرآنش از خواب بیدار می‌شدم و با هم نماز می‌خواندیم.

شهید قاسمی در همه پروازها به ویژه پروازهای حساس رزمی از هوش سرشار خود بهره می‌گرفت و پیوسته نام خدا بر زبانش جاری بود.

طی مأموریتی در 25 آبان ماه سال 1361، من و شهید قاسمی اسکورت یک فروند بالگرد 214 ترابری را که حامل سوخت و موادغذایی و دارویی مورد نیاز رزمندگان بود، به عهده گرفتیم.

تمام منطقه به خاطر پوشش توده‌های به هم فشرده ابرهای سیاه، نیمه تاریک و نیمه تار بود به همین خاطر وسعت دید ما به شدت محدود شده بود، ناگزیر در ارتفاع پائین پرواز می‌کردیم البته با این آگاهی که در تیررس گلوله‌های نیروهای شورشی و نفوذی مستقر در منطقه مربوطه بودیم هنوز مدتی از پرواز نگذشته بود که ناگهان بالگرد ما مورد اصابت گلوله مزدورانِ وطن‌فروش قرار گرفت و در محدوده استقرار این نیروها سقوط کردیم و بلافاصله پس از سقوط توسط نیروهای منافق وطن‌فروش اسیر شده و از همان جا بدون فوت وقت ما را روانه زندان کردند.

فصل زمستان بود و فضای زندان بسیار سرد، من و شهید قاسمی، شب‌ها دعای توسل می‌خواندیم و از خدا برای رهایی خودمان و دوستان هم‌اتاقی از دست خائنینی که ما را به اسارت گرفته بودند دعا می‌کردیم و این کار هر شب ما بود.

شهید قاسمی کارش در زندان فقط خواندن دعا و استغاثه نبود، این شهید به خاطر صبر و پایداری به ویژه روحیه مقاوم، همراهی و همدلی که در وجودش ریشه‌دار بود، همواره غمخوار و همراز دیگر زندانیان بود و با آنها همراه و هم‌دل می‌شد و آرامش را در وجودشان نشا می‌کرد.

در زندان غذایی بسیار ناچیز به ما می‌دادند و سختگیری‌های بیش از حدی اعمال می‌کردند، شهید قاسمی برای اینکه با اینگونه شکنجه‌ها راحت‌تر مقابله کند، اغلب اوقات روزه می‌گرفت و در برابر مشکلات شکیبایی می‌کرد.

با توجه به موفقیت‌های به دست آمده توسط رزمندگان اسلام در پاک‌سازی غرب کشور از شورشیان خائن آنها تصمیم گرفتند تا ما را به زندان دیگری انتقال دهند از این رو زندانیان را به دو دسته تقسیم کردند و هر دسته را به زندان جداگانه‌ای فرستادند، به این ترتیب من از شهید قاسمی جدا شدم و پس از آن دیگر سعادتی نصیبم نشد تا او را ببینم.

به هنگام شهادت فریاد یا اباالفضل(ع) سر داد

حسین امیر خلیلی از دیگر همرزمان شهید نحوه شهادت شهید قاسمی را چنین نقل می‌کند: هشت ماه در اسارت مزدوران بودم که چهار ماه دوم اسارتم را در کنار شهید قاسمی به سر بردم، او مرد شماره یک بحث علیه مزدوران بود، آن قدر دلیر و با شهامت بود که در یکی از بحث‌ها با صراحت به آن کوردلان گفت: «من مقلد امام هستم و اکثریت مردم ایران هم مقلد امام هستند و امام تنها رهبری است که می‌تواند ما را از چنگال شرق و غرب نجات دهد».

این اظهارات شهید قاسمی مانند تیری بود که به قلب عناصر خود فروخته اصابت می‌کرد و برخورد شدید آنان را نیز به دنبال داشت.

یکی دیگر از خصوصیاتش جاذبه بیرونی و درونی‌اش بود که باعث می‌شد همه زندانیان به طرف‌شان گرایش پیدا کنند و همین کوشش و گرایش، فضای مریدی و مرشدی در زندان ایجاد کرده بود و قاسمی به طور مخفیانه رهبری بچه‌های زندان را به عهده گرفته و هدایت‌شان می‌کرد.

سرانجام مزدوران در برابر ایستادگی و مقاومت شهید قاسمی تسلیم شدند و از آن جایی که مهار شهید قاسمی و برخی از همراهان او برایشان بسیار دشوار شده بود در دومین روز از ماه خرداد سال 1362 تصمیم گرفتند تا با اعدام من، شهید قاسمی و شهید قلی‌پور که از نیروهای سپاه پاسداران بودیم و در زندان با همراهی و هماهنگی یکدیگر دست به اقداماتی می‌زدیم به تعبیر خام خودشان موانع را از پیش‌روی خود برداشته و کوله‌بار مبارزاتی‌شان را سبک‌تر کنند.

صبح روز دوم خرداد سال 62 درب زندان باز شد و وارد زندان شدند و با شرارت ما را از زندان بیرون برده سوار بر اتومبیلی کردند و پس از طی مسیری لا به لای کوهستان‌های اطراف شهر سردشت پشت تپه‌ای نسبتاً بلندی پیاده کردند.

فرمانده آنها پیش‌تر آمد و گفت: شما محکوم به اعدام هستید و بلافاصله دستور آتش داد، با دستپاچگی ما را به رگبار بستند و بدون لحظه‌ای درنگ محل را ترک کردند.

از شهید قاسمی فریاد یا اباالفضل(ع) و یا قمربنی‌هاشم(ع) بلند شد و در دم به شهادت رسید.

شهید قلی‌پور نیز پس از ساعاتی تحمل درد، جان به جان آفرین تسلیم کرد و جمجمه سرم تیر خورد، یک گلوله به استخوان پشت گوشم اصابت کرد و از سوراخ بینی‌ام خارج شد. شدت جراحت طوری بود که با وجود تحمل درد، بدون فوت وقت به هر صورت ممکن خودم را به جاده رساندم و توسط نیروهای خودی نجات یافتم.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920302000024#sthash.JQks7XX2.dpuf

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از ساری، امیر سرتیپ خلبان شهید حسین قاسمی در سال 1333 خورشیدی در روستای طاهرآباد شهرستان آمل در خانواده‌ای مذهبی و کشاورز به دنیا آمد.

آنچه که پایگاه‌های ایثار و شهادت از این شهید منتشر کردند این است که او در بهمن ماه سال 1353در آزمون ورودی هوانیروز که جهت پذیرش کادر خلبانی بالگرد برگزار شده بود شرکت کرد، قبول شد و تحصیلات خود را در شاخه نظامی در آموزشگاه خلبانی هوانیروز آغاز کرد.

با درجه ستوان یار سومی و گرفتن گواهینامه تخصصی در پرواز با بالگرد جنگنده کبرا در پایگاه پشتیبانی هوانیروز اصفهان به انجام وظیفه مشغول شد.

در دانش نظامی به درجه استاد خلبانی ارتقا پیدا کرد و به عنوان استاد دروس زمینی خلبانی انجام وظیفه می‌کرد.

در حین گذراندن دوره خلبانی به حضور مستشاران نظامی امریکایی مستقر در مرکز آموزش هوانیروز اصفهان، معترض بود و با آنان برخوردهای لفظی و کلامی داشت.

خلبان قاسمی از دوستداران واقعی حضرت امام(ره) بود چنان که پس از پیروزی انقلاب با تأسیس انجمن اسلامی اقدامات فراوانی در جهت استقرار ارزش‌های دینی در هوانیروز انجام داد.

حسین از جمله تیزپروازان هوانیروز بود که به شهید نماز معروف شد، او که در مقابله با مزدوران و اجانب در غرب کشور مبارزی شاخص بود در تاریخ 25 آبان 1361 هنگام نبرد با دشمن، بالگردش مورد هدف قرار گرفت و پس از سقوط به اسارت معاندین درآمد.

این خلبان دلیر هوانیروز مدت‌ها سخت‌ترین شکنجه‌ها را در زندان «دولتو» تحمل کرد، بازجویان در برابر آزادی‌اش تنها خواسته‌شان این بود که حسین به انقلاب و رهبر اسائه ادب کرده و از خواندن نماز در زندان خودداری کند اما او با روحی تسخیرناپذیر و ایمانی استوار، شکنجه‌ها را تحمل کرده ولی هیچگاه با اسائه ادب به امامی که در وجودش عشق و ایمان کاشته بود، جسارت نکرد و از خواندن نماز هم دست نکشید و عاقبت پس از شش ماه تحمل اسارت در حالی که حکم اعدام را روی سینه‌اش گذاشته بودند، در تاریخ دوم خرداد 1362 توسط مزدوران تیرباران شد و به درجه رفیع شهادت نائل آید و پیکر پاکش در گلزار شهدای شهرستان آمل دفن شد.

اسارت

سرهنگ آزاده خلبان احمد شاکر به عنوان همرزم شهید نقل می‌کند: من و شهید قاسمی در پاییز سال 1361 طی مأموریتی به کردستان اعزام شدیم، از همان ساعات نخست آشنایی‌ام با او شیفته خصوصیات اخلاقی والای او شدم. چهره معصومی داشت و در حرکاتش بی‌قراری موج می‌زد. در پادگان سقز با او هم‌اتاق بودم، هر روز صبح با صوت دلنشین قرآنش از خواب بیدار می‌شدم و با هم نماز می‌خواندیم.

شهید قاسمی در همه پروازها به ویژه پروازهای حساس رزمی از هوش سرشار خود بهره می‌گرفت و پیوسته نام خدا بر زبانش جاری بود.

طی مأموریتی در 25 آبان ماه سال 1361، من و شهید قاسمی اسکورت یک فروند بالگرد 214 ترابری را که حامل سوخت و موادغذایی و دارویی مورد نیاز رزمندگان بود، به عهده گرفتیم.

تمام منطقه به خاطر پوشش توده‌های به هم فشرده ابرهای سیاه، نیمه تاریک و نیمه تار بود به همین خاطر وسعت دید ما به شدت محدود شده بود، ناگزیر در ارتفاع پائین پرواز می‌کردیم البته با این آگاهی که در تیررس گلوله‌های نیروهای شورشی و نفوذی مستقر در منطقه مربوطه بودیم هنوز مدتی از پرواز نگذشته بود که ناگهان بالگرد ما مورد اصابت گلوله مزدورانِ وطن‌فروش قرار گرفت و در محدوده استقرار این نیروها سقوط کردیم و بلافاصله پس از سقوط توسط نیروهای منافق وطن‌فروش اسیر شده و از همان جا بدون فوت وقت ما را روانه زندان کردند.

فصل زمستان بود و فضای زندان بسیار سرد، من و شهید قاسمی، شب‌ها دعای توسل می‌خواندیم و از خدا برای رهایی خودمان و دوستان هم‌اتاقی از دست خائنینی که ما را به اسارت گرفته بودند دعا می‌کردیم و این کار هر شب ما بود.

شهید قاسمی کارش در زندان فقط خواندن دعا و استغاثه نبود، این شهید به خاطر صبر و پایداری به ویژه روحیه مقاوم، همراهی و همدلی که در وجودش ریشه‌دار بود، همواره غمخوار و همراز دیگر زندانیان بود و با آنها همراه و هم‌دل می‌شد و آرامش را در وجودشان نشا می‌کرد.

در زندان غذایی بسیار ناچیز به ما می‌دادند و سختگیری‌های بیش از حدی اعمال می‌کردند، شهید قاسمی برای اینکه با اینگونه شکنجه‌ها راحت‌تر مقابله کند، اغلب اوقات روزه می‌گرفت و در برابر مشکلات شکیبایی می‌کرد.

با توجه به موفقیت‌های به دست آمده توسط رزمندگان اسلام در پاک‌سازی غرب کشور از شورشیان خائن آنها تصمیم گرفتند تا ما را به زندان دیگری انتقال دهند از این رو زندانیان را به دو دسته تقسیم کردند و هر دسته را به زندان جداگانه‌ای فرستادند، به این ترتیب من از شهید قاسمی جدا شدم و پس از آن دیگر سعادتی نصیبم نشد تا او را ببینم.

به هنگام شهادت فریاد یا اباالفضل(ع) سر داد

حسین امیر خلیلی از دیگر همرزمان شهید نحوه شهادت شهید قاسمی را چنین نقل می‌کند: هشت ماه در اسارت مزدوران بودم که چهار ماه دوم اسارتم را در کنار شهید قاسمی به سر بردم، او مرد شماره یک بحث علیه مزدوران بود، آن قدر دلیر و با شهامت بود که در یکی از بحث‌ها با صراحت به آن کوردلان گفت: «من مقلد امام هستم و اکثریت مردم ایران هم مقلد امام هستند و امام تنها رهبری است که می‌تواند ما را از چنگال شرق و غرب نجات دهد».

این اظهارات شهید قاسمی مانند تیری بود که به قلب عناصر خود فروخته اصابت می‌کرد و برخورد شدید آنان را نیز به دنبال داشت.

یکی دیگر از خصوصیاتش جاذبه بیرونی و درونی‌اش بود که باعث می‌شد همه زندانیان به طرف‌شان گرایش پیدا کنند و همین کوشش و گرایش، فضای مریدی و مرشدی در زندان ایجاد کرده بود و قاسمی به طور مخفیانه رهبری بچه‌های زندان را به عهده گرفته و هدایت‌شان می‌کرد.

سرانجام مزدوران در برابر ایستادگی و مقاومت شهید قاسمی تسلیم شدند و از آن جایی که مهار شهید قاسمی و برخی از همراهان او برایشان بسیار دشوار شده بود در دومین روز از ماه خرداد سال 1362 تصمیم گرفتند تا با اعدام من، شهید قاسمی و شهید قلی‌پور که از نیروهای سپاه پاسداران بودیم و در زندان با همراهی و هماهنگی یکدیگر دست به اقداماتی می‌زدیم به تعبیر خام خودشان موانع را از پیش‌روی خود برداشته و کوله‌بار مبارزاتی‌شان را سبک‌تر کنند.

صبح روز دوم خرداد سال 62 درب زندان باز شد و وارد زندان شدند و با شرارت ما را از زندان بیرون برده سوار بر اتومبیلی کردند و پس از طی مسیری لا به لای کوهستان‌های اطراف شهر سردشت پشت تپه‌ای نسبتاً بلندی پیاده کردند.

فرمانده آنها پیش‌تر آمد و گفت: شما محکوم به اعدام هستید و بلافاصله دستور آتش داد، با دستپاچگی ما را به رگبار بستند و بدون لحظه‌ای درنگ محل را ترک کردند.

از شهید قاسمی فریاد یا اباالفضل(ع) و یا قمربنی‌هاشم(ع) بلند شد و در دم به شهادت رسید.

شهید قلی‌پور نیز پس از ساعاتی تحمل درد، جان به جان آفرین تسلیم کرد و جمجمه سرم تیر خورد، یک گلوله به استخوان پشت گوشم اصابت کرد و از سوراخ بینی‌ام خارج شد. شدت جراحت طوری بود که با وجود تحمل درد، بدون فوت وقت به هر صورت ممکن خودم را به جاده رساندم و توسط نیروهای خودی نجات یافتم.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920302000024#sthash.JQks7XX2.dpuf


ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهید آوینی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 فروردین 1393


دلم برای صیادم تنگ شده


صبح روز بعد از خاکسپاری، خانواده‌اش نماز صبح را خواندند و از آن طرف رفتند بهشت زهرا(س) سر قبر شهید صیاد، اما پیش از آنها کس دیگری هم آمده بود، حضرت آقا خطاب به خانواده شهید فرمودند: «دلم برای صیادم تنگ شده، مدتی است از او دور شده‌ام.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاعی، فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : رهبر معظم انقلاب، شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :



سالگرد شهید سپهبد علی صیاد شیرازی


ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاعی، فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : نیروی زمینی ارتش، شهید شاخص،
لینک های مرتبط :


"آینه‌ جادو" آینه تمام‌ نمای تفکرات شهید آوینی در هنر هفتم


آینه‌ جادو ثمره‌ تجربه‌ ده سال مستند‌سازی آوینی است. اما آن‌چه این کتاب را از دیگر کتب سینمایی متمایز می‌سازد، نگاه فلسفی - عرفانی حاکم بر مباحث آن است. نگاهی که برای طرح آن، تنها داشتن تخصص سینمایی کافی نیست.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :


دم مسیحایی سید مرتضی آوینی از دریچه روایت فتح


شهید آوینی الگوی مورد نیاز سینمای ماست و در آستانه 20 ساله شدن این خلأ وجود چنین شخصیت بزرگی هستیم. چراکه او مهربان، متفکر و یک مستندساز قابل و تمام عیار در عرصه دفاع مقدس بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 فروردین 1393



نماهنگ شکوه نیایش


در آستانه سالگرد شهادت سپهد صیاد شیرازی، نماهنگ شکوه نیایش کاری از گروه تلویزیون سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر شد



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :



از سوی نشر ساقی امروز ساعت 10:30

مجموعه شعر مقاومت «با جسدی تکه‌تکه‌ لبخند بزن»

منتشر می‌شود


نشر ساقی به زودی مجموعه شعر مقاومت «با جسدی تکه‌تکه لبخند بزن» را به کوشش «احمد میراحسان» روانه بازار نشر می‌‌کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



«معجزه بازی دراز» حدیث عزت و اقتدار سرزمین ایران


معجزه بازی دراز خاطرات خودنگاشته سربازی است که عبرت‌های یاد شده در طول دوران‌ها را به رشته تحریر در آورده تا به آموزه‌هایی تبدیل شود که خود موجب عبرت شود.





ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :



«مردی برای تمام سالها» زندگینامه داستانی شهید فلاحی


"مردی برای تمام سالها" داستانی است جذاب از زندگی امیر سرلشکر فلاحی که از سوی انتشارات آجا روانه بازار نشر شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :



من یک بسیجی‌ام، فقط همین!


سپاهی به کمک مهدی باکری رفت و به حاج امرالله گفت: آخر می‌دانی او کیست؟ این آقا مهدی باکری است. فرمانده لشکر خودمان.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :


صبر حاج کلهر بسیجی را خجالت زده کرد


جوان بسیجی با اشتباهش باعث مجروحیت خود و یک نفر دیگر شد.حاج یداله کلهر چند لحظه به او نگریست، نگاهی عمیق و گویا، گویاتر از هزار کلام و سوزان‌تر و محکم‌تر از صد سیلی بود.





ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :


سرهنگ آزاده مهدی وطنخواهان اصفهانی، در نیمه شعبان سال 1342 در شهر اصفهان به دنیا آمد. در سن 14 سالگی، با مطالعه رساله حضرت امام (ره) که در منزل نگهداری می‌شد، مجذوب شخصیت ایشان می‌شود. سوم دبیرستان بود که غائله کردستان روی داد. با وجود اصرار فراوان برای حضور در آن منطقه و  به دلیل سن کم و به قول خودش:"در حسرت مبارزه در غائله کردستان ماند" تا اینکه در 17 سالگی به عنوان مسئول دیده بانی دکل ابوذر عازم جبهه جنوب شد. در عملیات رمضان و با قیچی شدن رزمندگان ایرانی در شرق بصره، با وجود رزم فراوان و مجروحیت سخت از ناحیه کتف و چانه، خود را در حلقه محاصره  نیروهای بعث عراقی یافت. برای فرار از این وضعیت، با جای‌گیری در سنگر درازکش و با تیراندازی به سمت دشمن،  آخرین تلاش‌های خود را بی‌نتیجه می‌بیند. او که کار خود را تمام شده می‌دانست؛ در حالی که چفیه غرق به خون خود را به صورت می‌کشید، با خدای خود شروع به راز و نیاز می‌کند اما عراقی‌ها به بالای سر او رسیدند...




ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : آزادگان،
لینک های مرتبط :


روز قیامت سرسوزنی از بیت المال حساب دارد


حاجی برونسی با گریه گفت: "خدا روز قیامت، از پول و از اموال خصوصی و حلال انسان، که دسترنج خودشه، حساب می‌کشه که این پول و اموال رو در چه راهی مصرف کردی؛ چه برسه به بیت‌المال که یک سر سوزنش حساب داره."



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :


این سید رضا دستواره است که با شما حرف مى‌زند


گلوله از همه طرف مى‌بارید. مجال تکان خوردن نداشتیم. سه نفرى داخل سنگرى که از کیسه‌هاى گونى تهیه شده بود، پناه گرفته بودیم. ناگهان سید رضا بلند شد و در حالی که فریاد می‌زد منم سید رضا دستواره به سمت ضد انقلاب تیراندازی می‌کرد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :



سرهنگ دستان محمد را به گرمی فشرد و در دلش خدا را شکر کرد که با وجود چنین مردی کردستان به آرامش رسیده است. انصافاً خوب کسی را مسیح کردستان را لقب داده بودند.




نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهدای شاخص،
لینک های مرتبط :


مراسم عقد زوج شیرازی در یادمان شلمچه برگزار شد


شب گذشته در زیارتگاه شلمچه مراسم عقد یک زوج بسیجی شیرازی که از خادمین راهیان نور نیز بودند در جوار شهدای شلمچه برگزار شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شلمچه،
لینک های مرتبط :



"سرباز وطن"

روایت‌گر زندگی امیر سرلشکر قاسمعلی ظهیر نژاد


"سرباز وطن" نوشته محمد علی گودینی بر اساس زندگی امیر سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد در سه فصل تهیه و از سوی انتشارات آجا راونه بازار نشر شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :



کتاب «گوهران دریایی»

ویژه شهدای نیروی دریایی منتشر شد


کتاب گوهران دریایی ویژه شهدای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی نوشته اقدس کاظمی قمی در خرمشهر منتشر شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 11 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


وصیت شهدا
نظرسنجی
نظرتان در مورد مطالب درج شده:





روزشمار جنگ
مستندات
چندرسانه ایی
هشت سال جنگ
مطالب اخیر
معرفی وبگاه
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

ساعت و تقویم
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic